اگر من می توانستم ...تو را می آوردم پیش خودم ...آنقدر نگاهت میکردم تا تو خسته شوی چون من که خسته نمی شوم /
می دانم نمی خواهی ولی بیا در یک چیز همه چیزهارا خلاصه کنیم ....بیا یک دنیا در آغوشت بگیرم ...لب هایت را ببوسم ...به چشمانت نگاه کنم بعد برو . سپس با همین خاطره یک عمر زندگی خواهم کرد. قول ی دهم دیگر مزاحمت نشوم عشق جان ...قولم برایت قول است.
برچسب:
نویسنده: آراد بختیاری